خبرای جدید
سلام نازدردونه من 
چند روز پیش بهمراه بابایی رفتیم مهدکودک و ثبت نامت کردیم و طبق معمول دفعه قبل با یک بدبختی از مهد آوردیمت بیرون اینقدر گریه کردی و گفتی نه نریم مهد میخوام که نگو !!! مهد رو خیلی دوست داری امیدوارم تا آخر هم همینجوری باشی .
پروژه پوشک هم تقریبا بدک نبوده و موفق شدیم تا اینجا فقط یه مشکلی که هست بیرون از خونه و تو جاهای دیگه جیشت رو میگی اما تو خونه خودمون یه دم میگی یه دم وقتی جیش میکنی میگی جیش کردم .
عادات بدی که تازگی داری اینه که همه چیز رو پرت میکنی و بچه های کوچیکتر از خودت رو هل میدی و میندازی که من دق کردم و تو از این کارات دست برنداشتی هنوز . جدیدا چند تا فحشم یاد گرفتی که بهتره تو وبت درج نشه فقط امیدوارم از سرت بیفته .
تقریبا همه حرفها رو میزنی . شعر آقا پلیسه زرنگه ، اتل متل توتوله ، بارون میاد جر جر ، دست دست دست پا پا پا رو قشنگ یاد داری و میخونی .
با ماشینات بازی میکنی و وقتی تصادف میکنی زنگ میزنی به پلیس و میگی زود بیا تصادف کردم بعد هم به من میگی مامان پلیس گفت زود میاد .
برنامه شرک و رئیس مزرعه به کارتونهای موردعلاقه ات پیوسته است .
پریشب تولد امیررضا بود و شما کلی بازی کردی و رقصیدی و آخر شب هم گیر داده بودی که بریم خونه مامان جون که من و بابایی قبول نکردیم و شما در یک اقدام نمادین رفتی بغل مامان جون و برا ما دست تکون دادی و گفتی : برین خونتون ؟؟؟؟!!!!! و زود رفتی تو ماشین آقاجون نشستی و تا بابایی اومد از سمت پنجره تو رو بگیره شیشه رو دادی بالا و گفتی : برو ماشین خودت ؟؟؟؟!!!! و هرچی ما اصرار کردیم که بیا بریم خونه گفتی نه خونه مامان جون برم . و اینگونه شد که برای اولین بار تنها بدون من و بابا رفتی خونه مامان جون خوابیدی و ما جمعه اومدیم دنبالت و برخلاف تصور ما اصلا بهونه نگرفته بودی .

نفس مامان دوستت دارم یه دنیا 
بووووووووووووووووووووووووس بوووووووووووووووووووووووووس



خبرای جدید
